سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
او خواهد آمد

عصمت ولی امر مسلمین در کلام امام رضا(ع)

پنج شنبه 89 خرداد 20 ساعت 9:44 صبح

عصمت ولی امر مسلمین در کلام امام رضا(ع)
امام رضا (ع) می فرماید:
« ان العبد اذا اختاره لله عزوجل لامور عباده شرح صدره لذلک واودع قلبه ینابیع الحکمه و الهمه العلم الهامآ فلم یعی بعده بجواب ولا یحیرفیه عن الصواب فهو معصوم موید موفق مسدد قد امن من الخطایاوالزلل والعثار ، یخصه الله بذلک لیکون حجته علی عباده و شاهده علی خلقه و ذلک فضل الله یوتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه او یکون مختارهم بهذه الصفه فیقدمونه »

وقتی خداوند فردی را برای اداره امور بندگان خود انتخاب می نماید شرح صدرش عطا می کند، در قلبش منابع حکمت می سپارد، و به او علم ، الهام می فرمابد. بر اثر این عنایات در جواب سوالات عاجز نمی ماند و از راه حق و شناخت واقع منحرف نمی شود او معصوم و مورد تائید و توفیق حضرت باری تعالی است در گفتارو رفتار ، مصون از خطا و لغزش و فرو افتادن است حضرت باری تعالی این صفات را به وی اختصاص می دهد برای آن که حجت و گواه  او بر بندگان باشد و این فضل و عنایتی است از طرف خداوند که به هر کس بخواهد عطا می فرماید که خداوند صاحب فضل و رحمت عظیم است . آیا مردم قدرت دارند چنین مزایائی را به گزیده خود بدهند یا می شود انتخاب شده آنان دارای چنین صفات و خصائصی باشد تا او را امام و پیشوای خود قرار دهند.

میزان الحکمه، ج 3، ص 134 -- کافی ج 1 ص 202 و 203

  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : منتظر کوچک | نظرات دیگران [ نظر]

    فاطمه یعنی تمام عاشقی...

    یکشنبه 89 اردیبهشت 12 ساعت 3:12 عصر

    نمایان شد به خط آتش و دود       که جرم فاطمه حب علی بود

    حضرت زهرا (س) خطاب به خلیفه اوّل و دوّم فرمود :
    آیا اگر حدیثى را از پیامبر خدا (ص) نقل کنم به آن عمل خواهید کرد ؟ گفتند: آرى
    فرمودند : شما را به خدا آیا نشنیده اید که پیامبر (ص) فرموده اند :
    خشنودى فاطمه خشنودى من و خشم فاطمه خشم من است ، هر که دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر که فاطمه را خشمگین نماید مرا خشمگین نموده است ؟
    گفتند : آرى ، چنین حدیثى را از پیامبر خدا (ص) شنیده ایم.
    فرمود :
    من هم خدا و فرشتگان را گواه مى گیرم که شما دو نفر مرا خشمگین نمودید و خشنودم نساختید و چون پیامبر (ص) را ملاقات نمایم حتماً از شما به او شکایت خواهم نمود.



  • کلمات کلیدی : فاطمیه
  • نوشته شده توسط : منتظر کوچک | نظرات دیگران [ نظر]

    به یاد لحظه تحویل سال پارسال

    یکشنبه 88 اسفند 23 ساعت 11:41 عصر

    بچه ها تحویل سال     یادش بخیر شلمچه
    چیده بودیم تو سفره     سربند و یک سرنیزه
    بچه ها خیلی گشتن     تو جبهه سیب نداشتیم
    به جای سیب تو سفره     کمپوتشو گذاشتیم
    تو اون سفره گذاشتیم     یه کاسه سکه و سنگ
    سمبه به جای سنجد     یه سبزه رنگارنگ
    اما یه سین کم اومد     همه تو فکری رفتیم
    مصمم و باخنده     همه یکصدا گفتیم
    به جای هفتمین سین     تو سفره سر میذاریم
    سر کمه هرچی داریم     پای رهبر میذاریم.


    راستی بچه ها هفت سین شما تکمیله؟!
    دوستان عزیز این آخرین آپ من توی سال 88 هست.امیدوارم همگی سال خوبی داشته باشید.
    راستی من جمعه دارم میرم جنوب،به یاد همتون هستم.حلالم کنید.
    اللهم عجل لولیک الفرج



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : منتظر کوچک | نظرات دیگران [ نظر]

    هوای تو

    یکشنبه 88 اسفند 16 ساعت 11:41 صبح

    دلم مثل غروب جمعه ها دارد هوایت را
    کجا واکرده ای این بار گیسوی رهایت را؟
    کجا سر در گریبان بردی و یاد من افتادی
    که پنهان کرده باشی گریه های های هایت را
    خیابان «ولی عصر» بی شک جای خوبی نیست
    که در بین صداها گم کنی بغض صدایت را
    تو هم در این غریبستان وطن داری و می دانی
    بریده روزگار بی تو صبر آشنایت را
    نسیمی از نفس افتاده ام از نیل ردّم کن
    رها کن در میان خدعه ماران عصایت را
    نمی خواهم بجنگم در رکابت... مرگ می خواهم
    به شمشیر لقا از پی بخشیدم عطایت را
    فقط یک بار از چشمان اشک آلود من بگذر
    که موجا موج هر پلکم ببوسد جای پایت را...

    ... گل امّید را در روز بی خورشید خیری نیست
    شب است و می کشی روی سر دنیا عبایت را

    اللهم عجل لولیک الفرج



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : منتظر کوچک | نظرات دیگران [ نظر]

    گفتگویی با خدا

    سه شنبه 88 بهمن 27 ساعت 12:20 صبح

    خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
    خدا گفت: پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
    گفتم: اگر وقت داشته باشید.
    وخداوند لبخند زد:   وقت من ابدی است.
    چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

    گفتم:چه چیز بیش از همه شما را درمورد انسان متعجب می کند؟
    خداوند پاسخ داد: این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.
    این که سلامتیشان را صرف به دست آوردن پول می کنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند.
    این که با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان می شود آنچنان که دیگر نه درآینده زندگی می کنند و نه در حال
    این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.
    خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هردو ساکت ماندیم. بعد پرسیدم:
    به عنوان خالق انسانها می خواهید آن ها چه درس هایی از زندگی یاد بگیرند؟
    خداوند با لبخند پاسخ داد:
    یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد اما می توان محبوب دیگران شد.
    یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
    یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.
    یاد بگیرند که ظرف چندثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
    با بخشیدن بخشش یاد بگیرند.
    یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند.
    یاد بگیرند که می شود دونفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
    یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.

    و یاد بگیرند که من اینجا هستم     همیشه 



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده توسط : منتظر کوچک | نظرات دیگران [ نظر]


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    عصمت ولی امر مسلمین در کلام امام رضا(ع)
    فاطمه یعنی تمام عاشقی...
    به یاد لحظه تحویل سال پارسال
    هوای تو
    گفتگویی با خدا
    [عناوین آرشیوشده]